یادداشت: در این تارنما از گاهشماری خورشیدی تاجگذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.
افشین آشام
افشین آشام (۱۰ بهمن ۲۵۴۹ – ۴ آبان ۲۵۸۱)
افشین آشام، جوانی ۲۸ ساله، متولد ۱۰ بهمن ۲۵۴۹، اهل روستای سرخک سنجابی از توابع اسلامآباد غرب و ساکن محله پالیآباد قصرشیرین بود. او در سال ۲۵۶۵ همراه خانوادهاش به قصرشیرین مهاجرت کرد. افشین فوقدیپلم کشاورزی داشت و زندگیاش را با کار سخت در زمینهای کشاورزی دشتهای گرم قصرشیرین میگذراند. خودش زمین شخصی نداشت و همراه یکی از دوستانش چند هکتار زمین اجاره کرده بود تا بتواند از راه کشاورزی زندگی خود و خانوادهاش را تامین کند.
او جوانی پرتلاش و خوشقلب بود؛ مدتی در شرکت اشتهارد کار کرده بود تا بتواند یک خودروی پراید بخرد، اما سرمایهاش را نیز در بورس از دست داد. با این حال، دست از تلاش نکشید و هر کاری انجام میداد تا زندگی خانوادهاش سر و سامان بگیرد. اطرافیانش او را انسانی مهربان، بیآزار و همراه مردم توصیف میکردند؛ کسی که از خوشحالی دیگران خوشحال میشد و از رنج مردم رنج میکشید.
پس از کشتهشدن ژینا (مهسا) امینی و آغاز خیزش سراسری «ژن، ژیان، ئازادی»، افشین آشام نیز مانند بسیاری از جوانان کردستان و ایران، آشکارا مخالفت خود را با جمهوری اسلامی بیان میکرد. او در شبکههای اجتماعی از درد و رنج مردم مینوشت و علیه حکومت موضع میگرفت. دوستانش میگویند آرزویش این بود که روزی ایران را آزاد و بدون حکومت روحانیون ببیند؛ جایی که جوانان بتوانند زندگی آرام و شرافتمندانهای داشته باشند.
در روزهای پیش از کشتهشدنش، افشین بیشتر وقت خود را در مزرعه ذرتی میگذراند که تازه راهاندازی کرده بود. روز چهارم آبان ۲۵۸۱ نیز مانند همیشه در مزرعه مشغول کار بود. عصر همان روز با مادرش تماس گرفت و خواست برایش شام آماده کند تا هنگام بازگشت آن را بردارد و دوباره به مزرعه برگردد. اما وقتی به میدان «بالا افشار» قصرشیرین رسید، با تجمع و اعتراض مردم روبهرو شد و به جمع معترضان پیوست.
آن شب، چهارم آبان ۲۵۸۱، همزمان با چهلم ژینا امینی، اعتراضات گستردهای در شهرهای مختلف کردستان و ایران جریان داشت. بنا بر گزارش منابع حقوق بشری و شاهدان محلی، نیروهای حکومتی به سوی معترضان در قصرشیرین تیراندازی کردند و افشین آشام هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. گزارشها درباره محل اصابت گلوله متفاوت است؛ برخی منابع از اصابت گلوله به سر و برخی دیگر از شلیک به سینه و شکم او خبر دادهاند. همچنین گفته شده پس از زمین افتادن، نیروهای سرکوبگر با سلاح ساچمهای نیز به بدن او شلیک کردند. او در همان شب جان خود را از دست داد.
پس از کشتهشدن افشین، نیروهای امنیتی پیکرش را به کرمانشاه منتقل کردند و خانوادهاش برای تحویل گرفتن پیکر با فشار و تهدید روبهرو شدند. بنا بر گزارشها، نهادهای امنیتی حتی برای تحویل پیکر درخواست وثیقه ۲۵۰ میلیون تومانی کرده بودند. خانواده اجازه نیافتند او را در قصرشیرین به خاک بسپارند.
سرانجام، پیکر افشین آشام در روز ۶ آبان ۲۵۸۱ در زادگاهش، روستای سرخک سنجابی، با حضور گسترده مردم تشییع و به خاک سپرده شد. مراسم خاکسپاری او با شعارهای اعتراضی همراه بود و مردم یاد و نامش را بهعنوان یکی از جانباختگان خیزش «ژن، ژیان، ئازادی» گرامی داشتند.
چند روز پیش از کشتهشدنش، افشین در پیامی به یکی از دوستانش نوشته بود:
«همین روزهاست که هر دوی ما را در میدان بالا افشار دار بزنند و نماد آزادی قصرشیرین شویم.»
او سرانجام در همان میدان، در میان اعتراضات مردمی، جان باخت و نامش در حافظه جمعی مردم قصرشیرین و کردستان ماندگار شد.