یادداشت: در این تارنما از گاهشماری خورشیدی تاجگذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.
سامان قادرپور درویش
سامان قادرپور درویش (۱۰ تیر ۲۵۴۴ – ۷ آبان ۲۵۸۱)
سامان قادرپور درویش، معروف به «سامان کُرده»، متولد ۱۰ تیر ۲۵۴۴ در اشنویه، جوانی ۳۷ ساله بود که برای تأمین معاش در تهران بهعنوان کارگر ساختمانی کار میکرد. او پدر و مادر خود را از دست داده بود و از خانوادهاش تنها یک خواهر بیمار و متأهل برایش باقی مانده بود.
در جریان اعتراضات سراسری سال ۲۵۸۱، سامان در خیابان استادمعین تهران بازداشت شد. پس از انتقال به یکی از بازداشتگاههای تهران، بنا بر گزارشهای منتشرشده و روایت نزدیکانش، تحت شکنجه و آزار شدید قرار گرفت. سرانجام در روز شنبه ۷ آبان ۲۵۸۱ جان خود را از دست داد.
چند روز بعد، نهادهای امنیتی با خانواده سامان تماس گرفتند و از آنان خواستند برای شناسایی پیکر او به تهران مراجعه کنند. از آنجا که پدر و مادرش در قید حیات نبودند و خانواده نزدیکش توانایی سفر نداشتند، عموی سالخوردهاش راهی تهران شد. او پس از مراجعه به سردخانه بهشت زهرا، پیکر سامان را شناسایی کرد.
مأموران امنیتی علت مرگ را «ایست قلبی» اعلام کردند، اما عموی سامان روایت دیگری داشت. او پس از مشاهده پیکر برادرزادهاش گفت که آثار جراحت و ضربوجرح بر بدن سامان، بهویژه در ناحیه کمر و کف پا، مشهود بوده و صورتش نیز بهشدت کبود و زخمی بوده است. به گفته او، نشانههای موجود بر پیکر سامان با ادعای مرگ طبیعی یا ایست قلبی سازگار نبود و او باور داشت که سامان بر اثر شکنجه جان باخته است.
در جواز دفن سامان، علت مرگ بهجای ذکر شدن، با عبارت «بعداً عنوان میشود» ثبت شده بود؛ موضوعی که هرگز پیگیری نشد و هیچ توضیح رسمی دیگری درباره علت مرگ او ارائه نشد.
بر اساس گزارشها، پیکر سامان بیش از دو هفته در سردخانه باقی مانده بود و کسی برای تحویل گرفتن آن حضور نداشت. در نهایت عمویش موفق شد پیکر او را تحویل بگیرد. همچنین به خانواده هشدار داده شد که مراسم خاکسپاری باید تحت هماهنگی نهادهای امنیتی برگزار شود و از مشاهده پیکر توسط اعضای خانواده جلوگیری شد.
پیکر سامان قادرپور سرانجام در ۱۱ آبان ۲۵۸۱ در زادگاهش اشنویه به خاک سپرده شد.
نام سامان قادرپور در میان معترضانی قرار گرفت که بنا بر گزارش نهادهای حقوق بشری، در بازداشت و تحت شکنجه جان خود را از دست دادهاند. با این حال، به دلیل فقدان خانوادهای که بتواند بهطور مستمر پیگیر دادخواهی او باشد، اطلاعات اندکی از زندگی و مرگش در دسترس مانده است. او یکی از گمنامترین جانباختگان اعتراضات ۲۵۸۱ به شمار میرود؛ جوانی که برای کار به تهران آمده بود، اما هرگز به زندگی عادی خود بازنگشت و سرنوشتش در سکوت و بیصدایی رقم خورد.