Woman Life Freedom زن زندگی آزادی
  • برگ نخست
  • جاویدنامان
  • جستجو
    • جان باختگان
    • ساده نویسن
    • تبدیل سال
  • ایران
    • سیاسی
    • فرهنگی
    • اجتماعی
    • موسیقی
    • کتاب
    • نمایش
    • گوناگون
    • اندیشه های نو
    • رویدادهای تاریخی
    • فرتورهایی از ایران
    • زیست بوم
    • آئین اسلام

تارنمای فرهنگی و همبودی(اجتماعی) جاویدنامان - شنبه ۱۶ آبان ۲۵۸۵  -  Saturday 7 November 2026

برگ نخست /جستجو / جانباخته گان / عارف قربان‌پور



یادداشت‌: در این تارنما از گاه‌شماری خورشیدی تاج‌گذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.


ENGLISH
عارف قربان‌پور Aref Ghorbanpour

عارف قربان‌پور

عارف قربان‌پور (۲۶ اسفند ۲۵۴۶ – ۷ آبان ۲۵۸۱)

عارف قربان‌پور، متولد ۲۶ اسفند ۲۵۴۶، از اهالی لشت‌نشا در نزدیکی رشت بود. او کارگری زحمتکش و شریف بود که در یک مصالح‌فروشی کار می‌کرد و با تلاش شبانه‌روزی، زندگی خود و تنها دخترش را اداره می‌کرد.
من سارینا قربان‌پور، تنها فرزند عارف قربان‌پور هستم. زمانی که ۱۳ سال داشتم، پدرم را از دست دادم؛ پدری که برای من تنها یک پدر نبود، بلکه هم پدر بود و هم مادر.
پدرم سال‌ها با سختی و مشقت کار کرد تا بتواند زندگی ما را تأمین کند. هر روز مصالح بار می‌زد و ساعت‌های طولانی کار می‌کرد تا من کمبودی نداشته باشم. زندگی ما ساده بود و امکانات زیادی نداشتیم، اما عشق و صمیمیتی که میان ما وجود داشت، همه سختی‌ها را قابل تحمل می‌کرد. با وجود مشکلات اقتصادی، کنار هم احساس خوشبختی می‌کردیم و به آینده امیدوار بودیم. پدرم همیشه به فکر آینده من و نسل جوان بود و آرزو داشت روزی شرایط بهتری برای فرزندان این سرزمین فراهم شود.
غروب هفتم آبان ۲۵۸۱، روزی بود که زندگی من برای همیشه تغییر کرد. پدرم پس از پایان کار، در مسیر بازگشت به خانه بود. در آن زمان، تجمعات اعتراضی در شهر جریان داشت و صدای شعارها در خیابان‌ها شنیده می‌شد. او در نزدیکی خانه‌مان با این تجمعات همراه شد.
در جریان برخورد نیروهای حکومتی با معترضان، پدرم در فاصله‌ای نزدیک به خانه هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. گلوله‌ای به ناحیه زیر چشم او اصابت کرد و او در همان محل جان خود را از دست داد.
خبر جان‌باختن پدرم، بزرگ‌ترین اندوه زندگی‌ام بود. هنگام خاکسپاری، نمی‌توانستم باور کنم که باید برای همیشه از او جدا شوم. مردی که تمام دنیای من بود و سال‌ها با عشق و فداکاری مرا بزرگ کرده بود، دیگر در کنارم نبود. پدرم در آرامستان رضوان لشت‌نشا به خاک سپرده شد.
پس از آن، زندگی من در کنار پدربزرگ و مادربزرگم ادامه یافت. هنوز هر زمان که دلتنگ پدرم می‌شوم، بر سر مزارش می‌روم، کنار عکسش می‌ایستم و با او حرف می‌زنم. یاد و خاطره او در تمام لحظات زندگی‌ام حضور دارد.
عارف قربان‌پور پدری فداکار بود که تمام زندگی خود را صرف آسایش و آینده دخترش کرد. او برای من نماد عشق، تلاش و ازخودگذشتگی است و یادش همیشه در قلبم زنده خواهد ماند.
نخستین مراسم سالگرد عارف قربان‌پور در یازدهم آبان‌ماه ۲۵۸۲ در مسجد جلیدان زیباکنار برگزار شد؛ مراسمی برای گرامی‌داشت یاد مردی که خانواده و نزدیکانش او را به عنوان انسانی شریف، پرتلاش و مهربان به خاطر می‌آورند.

چهارشنبه 20 خرداد 2585

ابتدا وارد سیستم شوید و پس از ورود دیدگاه تان را در این پست وارد کنید.

ایران آزادی

X

Instagram

برگ نخست جاویدنامان


دیدگاها

تا کنون دیدگاهی در این مورد درج نشده است!

ارسال بازخورد

webmaster@bandegani.de Copyright © Bandegani 2022 - All Rights Reserved