یادداشت: در این تارنما از گاهشماری خورشیدی تاجگذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.
محمدحسین فرجی
محمدحسین فرجی (۲۶ تیر ۲۵۶۳ – ۴ آبان ۲۵۸۱)
محمدحسین فرجی، متولد ۲۶ تیر ۲۵۶۳، جوانی ۱۸ ساله، اهل تهرانسر و علاقهمند به عکاسی، بهویژه عکاسی پرتره بود. او تنها چهار ماه از ورودش به ۱۸ سالگی گذشته بود که زندگیاش در جریان اعتراضات سراسری سال ۲۵۸۱ پایان یافت.
روز چهارم آبان ۲۵۸۱، همزمان با چهلم مهسا امینی، محمدحسین برای حضور در اعتراضات از خانه خارج شد. تا پیش از غروب، با دوستانش در ارتباط بود، اما پس از آن تلفن همراهش خاموش شد و دیگر هیچ خبری از او به خانواده نرسید.
آن شب، خانوادهاش با نگرانی در بیمارستانها، کلانتریها و دیگر مراکز به دنبال او گشتند، اما پاسخی دریافت نکردند. روزها در بیخبری و اضطراب سپری شد؛ در حالی که خانواده نمیدانستند بر فرزندشان چه گذشته است.
بر اساس روایت خانواده و نزدیکان، محمدحسین در همان روز بر اثر اصابت گلوله به سر جان باخت. همچنین آنان میگویند که پس از کشته شدن او، پیکرش در اختیار نهادهای امنیتی قرار گرفت و تا شش روز به خانواده تحویل داده نشد.
به گفته خانواده، شامگاه ۹ آبان با پدر محمدحسین تماس گرفته شد و به او گفته شد که پیکر فرزندش در پارکی در منطقه زعفرانیه پیدا شده و علت مرگ، سکته قلبی بوده است؛ روایتی که خانواده آن را نپذیرفتند و با شواهد موجود مغایر دانستند.
خانواده محمدحسین همچنین اعلام کردهاند که در تمام این مدت تحت فشار و تهدید قرار داشتند تا درباره نحوه کشته شدن فرزندشان سکوت کنند. به گفته آنان، پیکر محمدحسین سرانجام پس از شش روز تحویل داده شد و مراسم خاکسپاری او در روز ۱۰ آبان، در فضایی آرام و با محدودیتهای فراوان برگزار شد. آنان همچنین گفتهاند که اعلامیههای مراسم تشییع پاره شد و امکان برگزاری مراسمی آزادانه برای او وجود نداشت.
به همین دلیل، بسیاری از دوستان و آشنایان محمدحسین تا پس از برگزاری مراسم هفتم او از کشته شدنش مطلع نشدند. سکوتی که به گفته خانواده، نتیجه فشارهای واردشده بر آنان بود.
محمدحسین فرجی در قطعه ۳۱۰، ردیف ۱۳، شماره ۵۹ بهشت زهرا تهران به خاک سپرده شد.
برای خانواده، دوستان و بسیاری از کسانی که نام او را به یاد میآورند، محمدحسین جوانی بود که آیندهای پیش رو داشت؛ جوانی که تنها ۱۸ سال داشت و زندگیاش در میانه روزهای پرالتهاب اعتراضات پایان یافت. یاد و نام او همچنان در خاطره نزدیکانش زنده است.