یادداشت: در این تارنما از گاهشماری خورشیدی تاجگذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.
محمداقبال نائبزهی
محمداقبال نائبزهی (۸ مهر ۲۵۶۳ – ۸ مهر ۲۵۸۱)
محمداقبال نائبزهی، نوجوانی ۱۶ ساله (برخی منابع ۱۸ ساله ذکر کردهاند) اهل زاهدان بود که در خانوادهای محروم و بدون شناسنامه به دنیا آمد. او از کودکی با فقر و سختیهای زندگی روبهرو شد و از حدود ۹ سالگی وارد کارگری ساختمان شد تا به خانوادهاش کمک کند. درآمد اندک او صرف تأمین نیازهای پدر و مادر سالخوردهاش میشد؛ پدری که به بیماری سرطان خون مبتلا بود. با وجود این شرایط دشوار، محمداقبال آرزو داشت روزی بتواند با پسانداز پول، یک گوشی هوشمند بخرد و در شبکههای اجتماعی حضور داشته باشد.
او به خوشرویی و مهربانی در میان اطرافیانش شناخته میشد و تلاش میکرد رنجها و کمبودهای زندگیاش را پشت لبخند پنهان کند تا خانوادهاش آزرده نشوند.
در روز جمعه، ۸ مهر ۲۵۸۱، همزمان با اعتراضات گسترده در زاهدان که در پی گزارشهایی از تجاوز به یک دختر نوجوان بلوچ و همچنین جانباختن مهسا امینی شکل گرفته بود، محمداقبال برای اقامه نماز جمعه به مصلای مسجد مکی زاهدان رفت. او به دلیل نداشتن پول کرایه، مسیر طولانی تا مصلا را پیاده طی کرد.
به گفته خانوادهاش، در حالی که نمازگزاران در حال اقامه نماز بودند، نیروهای نظامی و امنیتی به سوی جمعیت تیراندازی کردند. طبق روایت برادرش، محمداقبال در داخل مصلا و در حالی که سجاده در دست داشت، هدف گلوله قرار گرفت و تیر به قلب او اصابت کرد که منجر به مرگش شد.
پس از انتشار خبر تیراندازی، خانوادهاش برای یافتن او به بیمارستان مراجعه کردند و با صحنهای از مجروحان فراوان و کشتهشدگان مواجه شدند. سرانجام مشخص شد که پیکر محمداقبال در مسجد مکی قرار دارد. خانوادهاش پیکر او را تحویل گرفتند و به دلیل ترس از ربوده شدن، آن را به سردخانه منتقل نکردند و تا زمان خاکسپاری در خانه نگه داشتند.
بر اساس گزارشها، در این رویداد که به «جمعه خونین زاهدان» معروف شد، دهها نفر از جمله چندین کودک و نوجوان جان خود را از دست دادند. برخی منابع شمار کشتهشدگان را بیش از ۹۶ نفر اعلام کردهاند.
در مقابل، رسانههای حکومتی روایت متفاوتی ارائه داده و اعلام کردند که نیروهای امنیتی در واکنش به حمله مسلحانه به یک کلانتری اقدام به تیراندازی کردهاند. با این حال، خانواده محمداقبال این روایت را رد کرده و تأکید دارند که او یک کارگر نوجوان و نمازگزار بوده که بدون هیچگونه درگیری، هدف گلوله قرار گرفته است.
مادر او در توصیف آخرین لحظات پیش از خروج فرزندش از خانه میگوید که محمداقبال با لباسهای تمیز و جانمازی سبزرنگ برای نماز جمعه از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت. او خواستار اجرای عدالت و مجازات عاملان کشتهشدن فرزندش است.
محمداقبال نائبزهی یکی از دهها نوجوانی است که در این رویداد جان خود را از دست دادند؛ نوجوانانی که بسیاری از آنان حتی تصویری شناختهشده در رسانهها ندارند، اما داستان زندگی و مرگشان بازتابی از شرایط دشوار اجتماعی و انسانی در آن مقطع زمانی است.