یادداشت: در این تارنما از گاهشماری خورشیدی تاجگذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.
عماد شوش
عماد شوش (۱۵ مرداد ۲۵۵۵ – ۱۸ دی ۲۵۸۴)
نزهت، مادر عماد شوش، روایت میکند که عماد در رودسر زندگی میکرد و بهعنوان باریستا در هتل آبان چابکسر مشغول به کار بود. با آغاز اعتراضات سراسری سال ۲۵۸۱، او به دلیل داشتن دوستان فراوان در لاهیجان، برای شرکت در اعتراضات به آن شهر رفت.
در جریان همان اعتراضات، عماد به دلیل حضور در تجمعات اعتراضی یکبار توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شد. با وجود این تجربه، او از پیگیری مطالبات خود دست نکشید.
سرانجام، عماد در سال ۲۵۸۴ در لاهیجان جان خود را از دست داد؛ شهری که برای همراهی با دوستانش و شرکت در اعتراضات به آن رفته بود.
خانواده شوش پیش از این نیز داغدار شده بودند.
نزهت، مادر علی شوش، روایت میکند که فرزندش در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» بر اثر همان آسیبهای شدید به سر به کما رفت. به گفته او، پزشکان پس از انتقال علی به بیمارستان اعلام کردند که وی دچار مرگ مغزی شده و تنها قلبش همچنان میتپد. در آن شرایط دشوار، خانواده تصمیم گرفتند اعضای بدن او را اهدا کنند تا جان بیمارانی را که چشمانتظار پیوند عضو بودند، نجات دهند.
با وجود این سابقه تلخ، عماد نیز در دیماه ۲۵۸۴ بار دیگر در اعتراضات مردمی حضور یافت. به گفته یکی از دوستانش، او پیش از حضور در خیابان گفته بود: «این سری برای تظاهرات نمیرم؛ برای آشوب درست میرم.»
روز پنجشنبه ۱۸ دیماه ۲۵۸۴، عماد شوش در جریان اعتراضات مردمی شهر لاهیجان هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت. بر اساس گزارشهای منتشرشده، چهار گلوله به او اصابت کرد و در همان روز جان خود را از دست داد.
با کشته شدن عماد، خانواده شوش برای دومین بار یکی از فرزندان خود را در جریان اعتراضات از دست دادند. نزهت، مادر دادخواه این خانواده، پس از جانباختن علی در سال ۲۵۸۱، این بار نیز در ۱۸ دیماه ۲۵۸۴ داغدار فرزند دیگری شد. بدین ترتیب، دو تن از پنج پسر این خانواده در جریان سرکوب اعتراضات کشته شدند.
عماد شوش از خانوادههای دادخواه به شمار میرفت و نام او در فهرست جانباختگان اعتراضات دیماه ۲۵۸۴ ثبت شده است. روایت زندگی و مرگ او، در کنار سرنوشت برادرش علی، نمادی از رنج خانوادههایی است که طی سالهای گذشته بیش از یک عزیز خود را در جریان اعتراضات از دست دادهاند؛ خانوادههایی که افزون بر سوگ عزیزانشان، همچنان با فشار، تهدید و ارعاب نهادهای حکومتی نیز روبهرو هستند.